درباره ما

سایت‌های دیگر

صوتی و تصویری

مقالات

اخبار و گزارشات

اطلاعيه‌ها و بيانيه‌ها

صفحه نخست

 

 

آقای فتاحی، دفاع از رضا رخشان بهانه بود

 

محمد فتاحی از رهبری حزب حکمتيست نوشته خود "پايان يک بحث، رضا رخشان بهانه بود!" را با يک نقل قول از مارکس شروع می کند. می خواهد نشان بدهد که آثار مارکس را هم خوانده است. امروز هر بچه پاسداری با اعتراض توده ای مردم مخالف است و هيچ لزومی هم ندارد که جنگ نقل قول راه بياندازد. آقای فتاحی هم يکی ديگر از اين مخالفان است و هر کسی را هم به شهادت بگيرد، باز خراب کردن و در مقابل اعتراضات توده ای ايستادن را جبران نخواهد کرد. اين را بروند از تمام کارگرانی که در اين سه دهه زندگی و نان شب خود و فرزندانشان توسط جمهوری اسلامی به گرو گرفته شده است را بپرسند.

همه آقای فتاحی را در فحاشی و بد و بيراه گفتن به مخالفين سياسی خود می شناسند. اما، اگر در بين حزب حکمتيست يکی پيدا نشود و با صراحت به ليچارگوئی آقای فتاحی اعتراض نکند، بايد همه را در اتهامات ايشان شريک دانست. ببينيد آقای فتاحی به مخالفين سياسی خود که اکثريت قريب به اتفاقشان از رفقای ديروزش بوده اند چه گفته است: "اين جنگ به بهانه پيام رضا رخشان به اتحاديه ها شروع شد اما در صف دشمنان قلم به دست رضا رخشان بنی بشری مسئله اش حمايت اتحاديه ها از طبقه کارگر ايران نبود، چون امر اينها اين طبقه نيست. افراط در حمايت از طبقه کارگر نميتواند به يک درنده خويی سياسی نسبت به رهبران اين طبقه و کشف يک گرايش دست راستی يعنی فاشيستی در درون اين طبقه منتهی شود." واقعا مگرامير پيام،ايرج فرزاد، شهلا دانشفر، محمود قزوينی، حميد تقوائی، ناصر اصغری، نسان نودينيان، علی جوادی، ياشار سهندی، محمدرضا پويا و غيره در باره رضا رخشان چه گفته اند که اين چنين راحت متهم به "درنده خويی سياسی" و "گرايش دست راستی و فاشيستی" می شوند؟ حتی اگر بقول آقای فتاحی مشکل همه اينها با رضا رخشان اين است که "وسيله بازيهای سياسی اشان نميشود" آيا باز ايشان حق دارد اين چنين اين انسانهای شريف و شناخته شده چپ در اين جامعه را "گرايش فاشيستی" بخواند؟! دريغ از يک ذره شعور سياسی.

حزب حکمتيست بداند که ما کارگرانی که تا به امروز در بحث شرکت نکرده ايم و مثل خيلی های ديگر بحثهای رد و بدل شده را خوانده ايم، شاهد اين موضوع بوديم که کسانی با هر انگيزه و بهانه ای به رضا رخشان گفتند که اجازه بدهد سنديکاهای فرانسه به جمهوری اسلامی اعتراض کنند. به ايشان گفتند که مثل آقای محجوب از اعتصاب نکردن کارگران هفت تپه به وجد نيايد. گفتند که از حذف سوبسيدها دفاع نکنيد. گفتند آقای رخشان، کارگران را به شرکت در مجلس اسلامی فرا نخوانيد و به دنبال نخود سياه نفرستيد.وانتقادهای ديگر. حزب حکمتيست نه تنها در اين انتقادها وتوصيه ها شريک نشد، بلکه کسانی را که توصيه و انتقاد کردند و نگذاشتند جمهوری اسلامی از زير ضرب کمونيستها و کارگران معترض بدر آيد، به فاشيسم و درنده خوئی متهم کرد.

پزهای کارگرپناهی آقای فتاحی و همپاله گيهايش را هر کارگری که يک ذره سياست را دنبال کرده باشد می شناسد. تا قبل از گرفتن اين چنين پزهائی، حلقوم هر کسی را که از کارگر حرف می زد با چاقو پاره می کرند. اينها همانهای هستند که در حضور دوست و دشمن مدعی بودند به دانشجويان آزادی خواه و برابری طلب خط می دهند. تشکل دانشجويان را که حاصل زحمات دها دانشجوی مبارز بود بر هم زدند، دانشجويان را آواره ودر بدر کردند، از درس و هستی ساقتشان کردند. اکنون شده اند متخصص مسائل کارگری و درباره شورا، مجمع عمومی ، سنديکا و رهبر کارگری نظر می دهند! آقايان اين هلو ترش نيست بی جهت دهانتان پر آب نشود.

آقای فتاحی به توده های مردمی که با شکنجه،تجاوز، اعدام، زندان و سر به نيست  کردن سرکوب شده اند را خيل شکست خوردگان می گويد. غافل از اينکه مردم در اعتراضات خود بر عليه رژيمهای مستبد و آدمکش بارها وبارها عقب نشينی می کنند،تعرض ميکنند، شکست می خورند، و بالاخره پيروز می شوند. اين قانون مبارزه است که حزب محمد فتاحی نمی خواهد از آن حرفی زده شود.

پيشنهاد ميکنم آقای فتاحی و حزبش زياد ذوق زده نشوند. نوبت احمدی نژاد و جمهوری اسلامی هم فرا می رسد. جشن گرفتن شکست اعتراضات مردم هيچگونه نقطه مثبتی در پرونده هيچ جريان سياسی ثبت نخواهد کرد. فقط حاشيه ای ترش ميکند، به انحلال نزديکترش ميکند و بلاخره شريک جرمش می کند.

در اخر لازم است رهبران حزب حکمتيست بدانند فاشيست خواند انسانهای که خود را کمونيست ميدانند باعث انسجام درونی حزبشان نخواهد شد. دير يا زود اين باد کنک خواهد ترکيد.

محمد محمدی

 

مطالبی که فقط متعلق به اين سايت مي‌باشد، انتشار آن با درج منبع آزاد است