|
جنایات هولناک دهه 60 را فراموش نکنیم !
بیش از
سه دهه از حاکمیت سرمایه داران اسلامی میگذرد ، سیاست سرکوب ، زندان ، داغ و درفش ،
شکنجه و کشتار مخالفین از آغاز قدرت گیری این حکومت همزاد آن بوده است . دهه 60 اما
اوج کشتار فردی و جمعی بود ، رژیم که بعد از پایان یافتن جنگ ارتجاعی 8 ساله با
عراق هم در بلند پروازیهای اسلامی اش برای کشور گشایی شکست خورده بود ، و هم با
انبوهی از درخواستها و مطالبات برآورده نشده توده کارگر و زحمتکش مواجه بود ، ماشین
سرکوب را علیه انسانهای دربند بکار گرفت تابه خیال خام خود هم زهر چشمی از مخالفین
گرفته باشد و هم اعتراضات و نارضایتی های اجتماعی را در نطفه خفه کند . اما بر خلاف
تصورات واهی حکومتیان ، یاد و خاطره آن جانباختگان نه تنها کماکان در حافظه تاریخی
مردم زنده است بلکه میتواند تبدیل به آن چنان نیروی شود که بنیانهای اجتماعی ستم و
سرکوب را به چالش بطلبد . و همین مساله است که خواب را از چشمان حکومتیان ربوده ، و
آنان را واداشته است تا اثرات این جنایات را در اذهان جمعی جامعه از بین ببرند .
اینک در
آستانه 22 امین سالگرد کشتار دهه 60 و قتل عام دسته جمعی زندانیان سیاسی سال 67
قرار داریم . رویدادهای سیاسی یکسال گذشته که بر بنیاد نارضایتی های اجتماعی و
سیاسی 31 حاکمیت میلیتاریستی - اسلامی رژیم حاکم قرار داشت سرباز کرد ، و مبارزات
آزادیخواهانه را در بین توده کارگر و زحمتکش دامن زد . حکومتیان بار دیگر به جناح
های غالب و مغلوب تجزیه شدند . دسته ای از حکومتیان که در آن سالهای سیاه خود در
مسند قدرت بودند ، حالا به حاشیه رانده شده اند . جناحی که اینک مورد غضب واقع
شده ، خواستار این است که بازماندگان و خانواده های جانباختگان ، آن کشتارها و قتل
عام سالهای سیاه را فراموش کنند . اما زهی خیال باطل ، که بازماندگان نه میبخشند نه
فراموش میکنند !
در
شرایط کنونی ، آنچه به عنوان یک چالش برای کلیه نیروهای چپ و کمونیست و سایر
آزادیخواهان مطرح است ، نه تنها یادآوری آن سرکوبها که روشن کردن تمام زوایای آن
جنایات هولناک است . در این راستا نه تنها حکومتیان بلکه دستیاران و همپالکی های
رژیم را باید به توده کارگر و زحمتکش معرفی نمود . جریانات و احزابی که در آن
سالهای سیاه در همکاری و همدستی با رژیم در سرکوب مخالفین از هیچ تلاشی فروگذار
نبودند ، حالا به یکباره دموکرات شده اند . دموکراسی خواهی این جماعت همانقدر جدی
است که اصلاح طلبی جناحی از رژیم دار و درفش اسلامی به رهبری موسوی - کروبی .
افکار
آزادیخواه !
سانسور ، زندان ، شکنجه ، ترور و اعدام جز ابزاراعمال سلطه و قدرت طبقات فرادست در
طول تاریخ بوده است. با روی کار آمدن جنایتکاران اسلامی ، علاوه بر سرکوب و شکنجه ،
حیطه خصوصی زندگی کلیه شهروندان هم در امان نماند . این نابهنگامان تاریخی ، دامنه
سرکوب را به هر آنچه خارج از هنجارها و رفتارهای خارج از الگوی اسلامی بود بسط
دادند . دیگر هیچ رفتار ، کردار ، اندیشه و عقیده ای که با قالب اندازه گیری دولت
حاکم مغایرت داشت برتابیده نمیشد ، و به همین سبب پدیده زندانی سیاسی ، دیگر از
حوزه تعریف شده اش ، فراتر رفت . اگر در کشورهای سرمایه داری پیشرفته زندانی
سیاسی ، به فردی اطلاق میشود که به موجب فعالیت و باورهای سیاسی اش محبوس شده است.
اما تحت حاکمیت سیاه جمهوری اسلامی زندانی سیاسی ، شامل هر انسانی است که دارای
عقیده ، رفتار ، و شیوه ی زندگی متفاوتی است که با نرمهای حکومتی ناهمگون است و
مورد سرکوب واقع شده است. هم اینک دهها زندانی سیاسی در گوشه و کنار کشور در
زندانهای مخوف اسلامی بسر میبرند. اوین ، رجایی کرج و کهریزک ، تنها نمونه های آشنا
هستند .
ما به
عنوان هسته اقلیت ضمن گرامیداشت یاد هزاران جانباخته راه آزادی ، نه تنها خواستار
آزادی کلیه زندانیان سیاسی ، بل خواستارلغوهر گونه شکنجه ، اعدام و برچیده شدن
زندانهای سیاسی هستیم ، این میسر نمیشود ، مگر این که ساختار سرمایه داری حاکم
واژگون شود ، و جای خود را به آنچنان حکومتی دهد که آزادی و رهایی و رفاه جزتخطی
ناپذیر حقوق شهروندان آنست . برای رسیدن به چنین حقوقی لازم است که تضمینهای
اجتماعی ایجاد شود ، و باید مبارزه برای مطالبات فوق به مساله آلترناتیو شورایی ، و
سوسیالیسم گره بخورد .
زندانی سیاسی آزاد باید گردد ! جمهوری اسلامی نابود
باید گردد !
ترور ،شکنجه، اعدام ملغی باید گردد ! زندانهای
سیاسی برچیده باید گردد !
زنده باد آزادی! زنده باد سوسیالیسم!
کار، رفاه ، آزادی ! جمهوری شورایی
!
۸ شهریور ۸۹ برابر با
۳۰ آگوست ۲۰۱۰
هسته
اقلیت
se.hasteh.www
|