درباره ما

سایت‌های دیگر

صوتی و تصویری

مقالات

اخبار و گزارشات

اطلاعيه‌ها و بيانيه‌ها

صفحه نخست

 

روند اوضاع سیاسی و کارگران

آنچه خاورمیانه نامیده شده است به شدت ملتهب است.رژیمهای توتالیتر، دزد و فاسد اندک امیدی برای امنیت وآرامش مردم ستمدیده باقی نگذاشته اند. ثروتهای منطقه درمناقشات وزورآزمایی قدرت طلبی حاکمان فاسد به تاراج برده شده، یا میرود.فقر،جنگ، خشونت،فرقه گرایی مذهبی، همگام با حاکمان فاشیست، هرلحظه دامنه اش گسترده تروابعادش وسیعتر می شود. صدها هزار کشته، میلیونها آواره، ویرانی صدها شهروروستا، فقط نمایش اندک میل سیرناپذیری سود و ارزش اضافه از نیروی کار برای سرمایه داری، بنگاهها و صاحبان سرمایه است. درعالم واقع، بخش وسیعی ازآسیا وافریقا، به مکان حراج حرمت وکرامت انسان تبدیل شده است .(در دنیای امروزسه نفربه اندازه سه ونیم میلیارد نفردر دنیا ثروت دارند) مردم این کشورها بردگانی هستند که، به شدیدترین ابزارهای مدرن روز مورد خشونت جسمی، جنسی، مذهبی ،قومی ونژادی قرارگرفته اند. تمام نهادهای زیرچترقدرتهای بزرگ سرمایه داری، که دروغین به نام دفاع از حقوق بشرشکل گرفته اند، کاملا رسوا شده اند.هیچ گوش شنوایی برای شنیدن صدای حق طلبی وعدالت خواهی ستمدیده گان ومحرومان وجود ندارد. سهم مردم این کشورها نیز، نظام گندیده سرمایه داری با حاکمان مستبد وفاشیست است. ازعلم وتکنولوژِی وامنیت وآرامش خبری نیست. گرسنگی، تبعیض، نابرابری ، گلوله ، آتش و  خشونت زندگی میلیونها انسان را به تباهی کشانده است.هیچ کدام از کشورهای منطقه دارای حاکمیت مستقل، برآمده ازنظر و آرای آزادانه و واقعی مردمانشان نیستند. حاکمان مستبد درشکل وفرمهای مختلف ،عمومن با ایدئولوژی اسلامی، توسط قدرتهای امپریالیستی ساخته، برنامه ریزی وهدایت می شوند. درعدم حضور طبقه کارگر در صحنه مبارزه، جریانات اجتماعی ازمسیرواقعی (محتوای طبقاتی) منحرف، تهی وبه این یا آن جنا ح وگروه فرقه ای ارتجاعی پیوند خورده است. هیچکدام ازمردم کشورهای منطقه (عراق، یمن، لیبی، تونس، مصر، سوریه) نه تنها به آرزوهایشان نرسیدند، بلکه، هرآنچه را داشتند نیزازدست دادند. مردم به پاخواسته از ظلم ، بیعدالتی، تبعیض ونابرابری درعدم تشکلات مستقل و طبقاتی با دورنمای نابودی بردگی مزدی، سرنوشت ومنافع طبقاتی خودرا به دست دشمنان خود، فرقه های تبهکارقومی، مذهبی، عشیره ای ویا ترکیبی ازمافیای قدرت، اقتصاد وسیاست با حمایت کشورهای امپریالیستی وسرمایه داری جهانی سپردند.اما این سناریوخود به خودشکل نگرفت. جنگ سرد بین بلوک شرق وغرب، زمینه ساز شکل گیری فرقه های مرتجع مانند القاعده گردید. زورآزمایی امپریالیستی، عامل اصلی درشکل گیری فرقه های جنایت کاردرکشورهای مختلف وبا هدف جلوگیری از رشد گرایش پیشرو، انسان گرا و طبیعتا به سکوت کشاندن و منزوی کردن تشکلهای کارگری و حضور طبقه کارگر وسوسیالیستها بود. ترس از  شبح کمونیزم، سرمایه داری جهانی را به وحشت انداخته است. دردهه ی شصت میلادی کشورهای غربی برای جلو گیری از رشد سوسیالیسم، سیاست کینزی یا همان دولت رفاه را دردستورکارخود قراردادند، امروزفاشیسم مبتنی برایدئولوژی سرمایه داری اسلامی زندگی فلاکت باربردگی را، به کارگران و زحمتکشان، تحمیل کرده است. دولت رفاه از برکت و خیرخواهی نظام سرمایه داری نبود، بلکه قدرت سازمان یافته طبقه کارگر، احزاب و گروهای چپ و کمونیست این شرایط را به سرمایه داری تحمیل کرده بود. همچنانکه درشرایط فعلی، و درعدم وجود قطب نیرومند سازمان طبقاتی کارگران و سوسیالیستها، بخش وسیعی ازامتیازهای جامعه رفاه را پس گرفته است. سرمایه داری یکه تاز میدان شده وهر آنچه خود می پسندد، طرح و اجرا می کند. سرمایه ی جهانی، صندوق بین المللی پول، تجارت جهانی و بازار آزاد، زمین را به گوی آتشینی تبدیل کرده است، که هرآن خطرانفجارش بیشترمی شود. سرمایه جز به سود و منافع سیرناپذیرخود نمی اندیشد و درهرنقطه ازاین کره خاکی که با موانع روبرو شود با بیرحمی تمام ، با آن به ستیز برمی خیزد. سرمایه داری دراوج پیشرفت علم وتکنولوژی امنیت وآرامش را ازجهان سلب، بربریت وتوحش را نهادینه کرده است. ایران به عنوان کشوری استراتژیک ازلحا ظ منطقه ای، سیاسی واقتصادی برای سرمایه داری جهانی دارای اولویت خاصی است. به همین دلیل وجود و ماندگاری رژیم فاشیست اسلامی را علیرغم هر اختلافی و تنش، به نفع خود می دانند. اینها به خوبی آگاهند ومی دانند درصورت تضعیف و احیانا سقوط جمهوری اسلامی، هیچ کدام ازمزدوران وطرفداران سرسپرده سرمایه داری، توان کسب قدرت مطلق حاکمیت برجامعه را ندارند. حمایت و تلاش حکومتهای سرمایه داری شرق وغرب، برای ماندگاری جمهوری اسلامی، لکه ننگیست برپیشانیشان، که هیچ وقت ازحافظه مردم ستم دیده ایران پاک نخواهد شد. اندیشه پیشرو، وجود گروها و نهادهای چپ و سوسیالیست با قدمت بیش از صدسال توانستند حزب و نهادهای کارگری تشکیل دهند. اگرچه از دوران مشروطیت تا کنون احزاب چپ نتوانسته اند جایگاه طبقاتی اجتماعی کسب کنند، ولی با تمام کم وکاستی هایشان بینش سوسیالیستی را زنده نگه داشته اند. باید چه باید کردی را یافت تا توازن قوای نیرومندی درمقابل حکومت جمهوری اسلامی ودیگر جریانات وجناحهای سرمایه داری شکل گیرد. با استفاده ازتجارب شکست قیام کشورهای منطقه، وبیان عامل یا عوامل شکست و ناکامی این توده های ستمکشیده و رنجدیده، به افسانه سوریه، عراق، یمن و لیبی شدن ایران خاتمه دهیم. عامل اصلی شکست قیام کشورهای مذکور، نبود طبقه کارگر در میدان مبارزه بود. عدم تشکلات قدرتمند طبقاتی، گرفتارشدن در دام گروها و فرقه های مرتجع واپس گرا، دخالت گری کشورهای امپریالیستی واعتماد مردم به این کشورهای جنایت کارسرمایه داری، سپردن سرنوشت خود به دست آنها را بهمراه آورد. اینچنین بود که هیچکدام از این قیامها به نتیجه مطلوب تغییر و تحول سیاسی و اقتصادی به نفع توده های کارگر وزحمتکش منجر نشد.

ما برآنیم که ایران درشرایط ویژه ی سیاسی، اقتصادی ، اجتماعی و منطقه ای قراردارد. به همان نسبت که گرایشات طبقاتی دارای ریشه و پایگاه اجتماعی هستند، رویکرد آزادی خواهی و گذار از استبداد فاشیست جمهوری اسلامی نیز، طرفداران وهواخواهان خود را دارد. بخش کوچکی ازلایه های میانی جامعه هنوز منافع خودرا در ماندگاری جمهوری اسلامی تعقیب می کند و ازاختلاس، رانت، وآشفته بازارارز، طلا و مسکن تغذیه، موقعیت خود را تقویت می کند. آنچه مهم است و باید روی آن تمرکز کرد، بیزاری توده های میلیونی مردم کارگر و زحمت کش، ازکل سیستم حاکمیت وشرایط به غایت اسفناک معیشتی است که بیش ازهشتاد درصد مردم ایران با آن دست و پنجه نرم میکنند. این موقعیت راهکار مناسبی برای اتحاد، همبستگی و پیوند مبارزاتی توده ای سراسری را می طلبد. ما نمی خواهیم  برطبل خالی خود بزرگ بینی وخود محوری بکوبیم. چرا که درصورت نادیده گرفتن واقعیات درون جامعه، و طرح راهکار مناسب  و برنامه مدون، بخشی از آزادی خواهی و ستم گریزی، به دامن لیبرالها و رفرم خواهان درخواهند غلتید. همچناکه برای تمام مردم ایران واضح وآشکاراست که درتمام طول حاکمیت مستبد جمهوری اسلامی سوسیالیستها، فعالان وپیشروان طبقاتی وکارگری پیگیرترین صف ضد فاشیسم جمهوری اسلامی بودند. آنها بدون هیچ تزلزل و توهمی به این یا آن جناح حاکمیت، در مقابل تبعیض، نابرابری، فساد و اعتیاد، تن فروشی، کودک آزاری و تجاوز مبارزه ومقاومت کردند. اینک نیز باید گرایشی که برای رسیدن به حاکمیت مستقیم کارگران و ستمدیده گان تلاش می کند، منسجم تر و تقویت گردد. بخشی از جرایانات سرمایه داری که دارای اندک شانس در رسیدن به قدرت بعد از جمهوری اسلامی هستند، در کنار هم قرار گرفته و واحد خود را تشکیل داده اند.  توده های مردم معترض منافع مشترک خود را فریاد می زنند. طبقه کارگر،ستمدیده گان و محرومان بیش ازهرزمان دیگرمنافع مشترکشان به هم پیوند خورده است. اما همچنان پراکنده، و فاقد تشکل و سازمان نیرومند طبقاتی هستند. توده های کارگر و ستمدیده گان ایران علت شکست جنبش  کشورهای منطقه را(عراق، لیبی، مصر، یمن، سوریه)دریافته اند که چگونه درعدم تشکل وسازمان یابی مستقل خود، سرنوشت خود را رها کردند. به جای تکیه به نیرو وتوان توده ای، و خود سازمان یابی، به نهادها وسازمانهای ساخته و پرداخته حکومتهای غارت گرسرمایه داری تن دادند. مردم بدین فرصت دست نیافتند که متشکل شدن و تکیه به نیرو وتوان خود، آلترناتیو قدرتمندی است که، هیچ قدرتی توانای مقابله با آن را ندارد. کارگران، زحمت کشان وستمدیده گان ایران، این تجربه گران قدر را دراختیار دارند. درمبارزه رودررو با فاشیسم سرمایه داری غارت گراسلامی، بدون تشکل و سازمان طبقاتی، برای دردست گرفتن سکان حرکتهای اعتراضی، سرنوشتی بهتر از کشورهای عربی نخواهند داشت. تمام جریانات ارتجاعی و ستمگردر کمین اند تا، درصورت هرگونه تغییر و تحول سیستم سیاسی حاکم برایران، با کمک کشورهای امپریالیستی و جنایت کار منطقه، نتیجه تلاش ومبارزه کارگران وستمدیده گان را مصادره کرده، و خود بر اریکه قدرت سوار شوند. در مقابل باید مخالفان بردگی مزدی، برای حاکم شدن کارگران و ستمدیده گان برسرنوشت خویش، متحد و متشکل در یک قطب نیرومند سوسیالیستی و طبقاتی تلاش  و مبارزه کنند.آنان شعار مشترک و منافع مشترک جدا ازقدرت شوراها برای پایان دادن به هرگونه ستم واستثمار ندارند. توده های کارگر و زحمت کش، نیرومندترین آلترناتیوبرای رسیدن به خود مدیریتی را دارند. کارگران نیشکرهفت تپه وفولاد اهوازشعار ایجاد شوراهای کارگری را فریاد زده اند. وقت آن است که این شعار درجامعه و محل کار و زیست سرداده شود. شکیل گیری شوراهای کارگری و محلات، گام مهمی دررسیدن به قدرت توده ای برای حاکمیت مستقیم کارگران وستمدیده گان برای خود مدیریتی است .آشکار است که، رژیم جمهوری اسلامی در بحران عظیم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی غو طه وراست. هرچند لازم است ذکرشود، این بحران عمدتا ساختاری(رکود تورمی) و بخش دیگر(تلاطم بازار سکه وارز) خود ساخته برای زیر فشاردادن هرچه بیشترتوده های مردم است. حکومت ایران درطول چهل سال حاکمیت استبدادی فاشیستی، با بحران و بحران سازی حکومت کرده است. بیشک این بار نیز، برای فرار از جنبش گرسنه گان، و تحمیل و دوام حکومت استبدادی خود، به هرترفندی دست خواهد زد. جنبش توده ای دیماه نود وشش، که بربستر و زمینه جنبش کارگری، معلمان، پرستاران، بازنشسته گان، زنان و دانشجویان تولد یافت ،ناقوس مرگ رژیم جمهوری اسلامی را به صدا درآورده است. فشار اقصادی برمردم، فقروفلاکت روزافزون، فشار برفعالان سیاسی واجتماعی،اعدام زندانیان سیاسی کرد،حمله به پایگاهای احزاب سیاسی درداخل خاک عراق ،همه درراستای سناریوی برنامه ریزی شده ارتجاعی این حکومت، برای تداوم قدرت فاشیستی خودش است .این رژیم برای بقایش ازهیچ جنایتی روی گردان نیست .اینک با شکاف بین حاکمیت ولایه های میانی جامعه ،توازن قوا به نفع جنبشهای پیشرو اجتماعی تغییر کرده است .اعترا ضات توده ای به سمت رادیکالیزه شدن می رود.اعتصاب یکپارچه ،متحد ومتشکل بیست ویک شهریورامسال کردستان علیه ترور،خشونت،اعدام وستمگری ،تمام نقشه های قدرت طلبی فاشیستی را نقش برآب کرد.این حرکت ،باردیگرقدرت وتوانمندی توده ای مهارناپذیررا به نمایش گذاشت.مابراین باوریم شعارنان ،کار،آزادی دراین مرحله ازخیزش اجتماعی ،بهترین تاکتیک اتخاذ شده درپیوند با جنبشهای اجتماعی می باشد. اتحاد و همگرایی سوسیالیست ها در جنبش کارگری بر پایه منافع طبقه کارگرامری ضروری است. رژیم تلاش می کند با کمک جریانات وعوامل منفع پرست وسود جو،درمیان کارگران وفعالان جنبشهای اجتماعی تضاد،تفرقه ونفاق ایجادکند.بعد ازاینکه پروژه انجمن وشورای اسلامی کارشکست خورد،اینک با توسل به سندیکا سازی دولتی،می خواهد تشکلات مستقل وخود ساخته کارگری راازمحتوای مستقل طبقاتی منحرف،وبه ابزارنفوذخودبرای به چالش کشیدن استقلال  کارگران ومزدبگیران درآورد. اینک خیابان به خروش آمده است .جنبشهای توده ای بابرنامه ریزی درونی خود سازوکارگذار ازجمهوری اسلامی را (اصلاح طلب اسول گرا دیگر تمام است ماجرا)دردستور کارخود قرار داده اند. گرایش سوسیالیستی درون جنبشهای اجتماعی (چپ نو) سران رژیم و مدافعان سرمایه داری را به وحشت انداخته است. شورش گرسنه گان با تکیه بر نیرو و توان خود؛ ارام  وپیوسته در فازهای متفاوت (کارگران؛معلمان؛بازنشته گان؛پرستاران؛رانندگان و…..) کارزارمطالباتی طبقاتی خود را به پیش می برد. اعتصاب راننده گان کامیون سیستم حمل ونقل را فلج کرده است. بازداشت تعداد وسیعی ازانها و تهدید به مرگ و اعدام هم در شکستن اعتصاب نیرومند انها کار ساز نبود. هر روز زمینه به هم پیوستن جنبشهای اجتماعی مساعد تر می شود.اعلام حمایت سندیکای واحد؛ سندیکای هفت تپه؛ کمیته هماهنگی برای کمک ؛ گروه اتحاد باز نشسته گان؛ جمعی از فعالان صنفی معلمان از اعتصاب رانندگان؛ به هم پیوسته گی مبارزه طبقاتی را وارد فاز دیگر کرده است. اتحاد؛ همدلی ؛همگرای اجتماعی با متحد و متشکل نمودن کارگران و زحمت کشان می توان توازن قوا را تغییر داد.هربه هم پیوسته گی سوسیالیستی دربالا بردن روحیه ی مبارزاتی وستم وسوی سازمان یابی کارگری وتوده ای تاثیرگذاروسرنوشت ساز است. بنابراین ما خود را بخش جداناپزیر جنبش طبقاتی می بینیم. و در راستای تقویت و کمک به سازمان یابی مستقل درمحل کاروزیست درجهت رسیدن به خود مدیریتی جامعه گام بر می داریم.

کانون کارگران سوسیالیست

مهر 97

مطالبی که فقط متعلق به اين سايت مي‌باشد، انتشار آن با درج منبع آزاد است